فاطمه فاطمه نیست،تو راس مى گی.
فاطمه فاطمه نیست،تو راس مى گی.اما یه فرشته میتونه باشه...
اگه عصمتش مثه فاطمه نیست،مى تونه که فاطمه گونه باشه
تو کدوم جغرافیا،فرشته رو با این اوضاع تو خیابون مى بینى...
تو کدوم،صفحه ى تاریخ این همه چهره هاى نیمه عریون مى بینى
آخه بى انصافی هم حدّى داره،دختر ایرونى و این همه رنگ...!!!...
جلو چشم هیز این زمینیا...!!!...چهره ى مریخى و مانتوى تنگ...!!!...
شنیدم روزای کشف حجاب،راهى جز دعا به آسمون نداشت...
گریه ى دخترکاى چادرى،جوابی به غیر خفه خون گرفتن نداشتن...
دخترى که سایبون عفتش،زیر پاى یاغیا،لگد مال مى شد...
امّا تو تست نجابت همیشه،نمره هاش بالاى مرز صد مى شد...
قدیما هر کى خودش بود و خودش،حرف شکل تو و شکل من نبود...
تو دل دختراى ساده ى شهر،عقده ى مثه کسى شدن نبود...
غرور مردم اون روزاى شهر،مثه حالا که تو ابهامه نبود...
اون روزا غیرت مردونه،فقط واسه تیتر داغ روزنامه نبود...
روزگاری جوونامون،اینقدر عاشق هواى غربت نبودن...
به خدا فاطمه هامون اون روزا،مثه حالا بى هویت نبودن...
نمى خوام شخصیت هیچکس و با این حرفا زیر سوال ببرم...
ولى معصومیت فرشته هم، تو عصر ابتذال داره گم مى شه...
عصرى که،اصالتش گم شده و صحنه ى تهاجم فرهنگیه...
عصرى که الگوى دختر پسراش مایکل جکسونُ،جنیفر لوپزه...
آره،خیلیا برات کف مىزنن،وقتى از پرستیژ و کلاس مى گى...
آخه طرز فکرا هم عوض شده،فاطمه فاطمه نیست،تو راس می گی...
صداى گریه ى دخترا،بازم داره مى پیچه تو گوش کوچه ها...
امّا این دفه یه فرقى داره،که قضاوتش رو مى سپرم به شما...
مى دونم فایده نداره حرف زور،نباید نسنجیده عمل کنیم...
نباید معضل یه جامعه رو،با فشار و تازیانه حل کنیم...
دیگه دارا پى آزادى نمیگرده،بوى افیون از سر و صورتش میاد...
سارا شب کنار بابا نمىمونه،هى هواى پارتى به سرش مى زنه...
آره حتى تو کتاباى لغت،شرح آزادى دیگه عوض شده...
بحث داغ بچه ها اینه که،چه تریپى توى این روزا مُده...
دیگه فاطمه های این دوره،فقط عاشق لباس تنگ و کشیه...
سارا جاى خونه دارى،دنبال بهترین مارکاى آرایشیه...
کیفاى مدرسه شون،پر شده از پنکِکُ،سایه چشمُ، رُژ لب و...
تا میاى ژست تذکر بگیرى،از لجت روسریش و میده عقب...
خودمونیم،به عقیده ى شما نسل بعدى قابل کنترله؟...
اگه هى فساد و گسترش بدن،این جورى بدون ترس و واهمه...
آخه جز یه چند تا اسم توى کتاب،چى مى مونه ازعلیوفاطمه...
نذاریم فردا غریبه ها بگن،مگه این نقطه مسلمون نداره...
گره اى که با دستمون وا مى شه،به خدا نیاز به دندون نداره...
مى شه طرز فکرا رو منطقى کرد،مى شه به رنگ و لعابا دل نباخت...
این درست،که فاطمه فاطمه نیست،اما مى شه ازش فرشته ساخت...
دوکوهه تو یک پادگان نیستی‘تو قطعه ای از خاک کربلائی چرا که یاران عاشورائی سیدالشهدا را به قافله ی او رساندی. شهید مرتضی آوینی